Kahlil Gibran Quote
من نه عاشق بودمو نه محتاج نگاهي که بلغزد بر منمن خودم بودم و يک حس غريبکه به صد عشق و هوس مي ارزيد من خودم بودم دستي که صداقت ميکاشتگر چه در حسرت گندم پوسيدمن خودم بودم هر پنجره ايکه به سرسبزترين نقطه بودن وا بودو خدا ميداند بي کسي از ته دلبستگي ام پيدا بودمن نه عاشق بودمو نه دلداده به گيسوي بلندو نه آلوده به افکار پليدمن به دنبال نگاهي بودمکه مرا از پس ديوانگي ام ميفهميدآرزويم اين بوددور اما چه قشنگکه روم تا در دروازه نورتا شوم چيره به شفافي صبحبه خودم مي گفتمتا دم پنجره ها راهي نيستمن نمي دانستمکه چه جرمي دارددستهايي که تهي ستو چرا بوي تعفن داردگل پيري که به گلخانه نرستروزگاريست غريبتازگي مي گويندکه چه عيبي داردکه سگي چاق رود لاي برنجمن چه خوشبين بودمهمه اش رويا بود
من نه عاشق بودمو نه محتاج نگاهي که بلغزد بر منمن خودم بودم و يک حس غريبکه به صد عشق و هوس مي ارزيد من خودم بودم دستي که صداقت ميکاشتگر چه در حسرت گندم پوسيدمن خودم بودم هر پنجره ايکه به سرسبزترين نقطه بودن وا بودو خدا ميداند بي کسي از ته دلبستگي ام پيدا بودمن نه عاشق بودمو نه دلداده به گيسوي بلندو نه آلوده به افکار پليدمن به دنبال نگاهي بودمکه مرا از پس ديوانگي ام ميفهميدآرزويم اين بوددور اما چه قشنگکه روم تا در دروازه نورتا شوم چيره به شفافي صبحبه خودم مي گفتمتا دم پنجره ها راهي نيستمن نمي دانستمکه چه جرمي دارددستهايي که تهي ستو چرا بوي تعفن داردگل پيري که به گلخانه نرستروزگاريست غريبتازگي مي گويندکه چه عيبي داردکه سگي چاق رود لاي برنجمن چه خوشبين بودمهمه اش رويا بود
Related Quotes
The downfall of the attempts of governments and leaders to unite mankind is found in this- in the wrong message that we should see everyone as the same. This is the root of the failure of harmony. Bec...