شمس الدین محمد حافظ شیرازی / Shams Aldin Mohammad Hafez Shirazi Quote
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزروساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمیزیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفتصعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی...در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاستریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمیاهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیسترهروی باید جهان سوزی نه خامی بی غمیآدمی در عالم خاکی نمی آید به دستعالمی از نو بباید ساخت وز نو آدمیگریه ی حافظ چه سنجد پیش استغنای عشقکاندرین دریا نماید هفت دریا شبنمی
شمس الدین محمد حافظ شیرازی / Shams Aldin Mohammad Hafez Shirazi
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزروساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمیزیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفتصعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی...در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاستریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمیاهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیسترهروی باید جهان سوزی نه خامی بی غمیآدمی در عالم خاکی نمی آید به دستعالمی از نو بباید ساخت وز نو آدمیگریه ی حافظ چه سنجد پیش استغنای عشقکاندرین دریا نماید هفت دریا شبنمی