Federico Garcia Lorca Quote
شکلهای ناب که غرق شدند،زیرِ جیرجیرِ گلهای مروارید.فهمیدم که مرا کشتهاند،کافهها را گشته بودند بهخاطرِ من، گورستانها را، و کلیساها را،از سرِ کنج کاوی بشکهها و گنجهها را گشوده بودند.سه اسکلت را نابود کردند که دندانهای طلایشان را درآورند.اما دیگر پیدایم نکردندپیدا نکردند؟.نه، پیدایم نکردند،اما فهمیدند که ماهِ هفتم از برابرِ سیلاب گریخته استو دریا ـ ناگهان! ـ به یاد آورد نامِ همه ی آن ها را که غرق شده بودند
Federico Garcia Lorca
شکلهای ناب که غرق شدند،زیرِ جیرجیرِ گلهای مروارید.فهمیدم که مرا کشتهاند،کافهها را گشته بودند بهخاطرِ من، گورستانها را، و کلیساها را،از سرِ کنج کاوی بشکهها و گنجهها را گشوده بودند.سه اسکلت را نابود کردند که دندانهای طلایشان را درآورند.اما دیگر پیدایم نکردندپیدا نکردند؟.نه، پیدایم نکردند،اما فهمیدند که ماهِ هفتم از برابرِ سیلاب گریخته استو دریا ـ ناگهان! ـ به یاد آورد نامِ همه ی آن ها را که غرق شده بودند
Related Quotes
To begin to know ourselves we must have sincere conversations with ourselves as if with a good friend. We must answer without reserve, listen without judgement, and accept without condition. That is s...
Kamand Kojouri
Tags:
friendship, good, knowledge, love, friend, compassion, acceptance, kindness, judgement, empathy