E.M. Forster Quote
«چرا حالا نمیتوانیم دوست باشیم؟ این چیزی است که من میخواهم و چیزی است که تو میخواهی.»ولی اسبها این را نمیخواستند و از هم جدا شدند؛ زمین نیز این را نمیخواست، زیرا در راهشان صخرههایی قرار داده بود، که سواران میبایست تک تک بگذرند. هنگامی که از آنجا گذشتند شهر مائو را زیر پای خود دیدند، و معابد، و آبگیر، و زندان، و قصر، و مهمانخانهٔ اروپایی را. پرندگان و کرکسها را دیدند، گویی آنها نیز نمیخواستند و همه با صدها صدای خود میگفتند «نه، هنوز نه» و آسمان گفت: «نه، آنجا نه».
E.M. Forster
«چرا حالا نمیتوانیم دوست باشیم؟ این چیزی است که من میخواهم و چیزی است که تو میخواهی.»ولی اسبها این را نمیخواستند و از هم جدا شدند؛ زمین نیز این را نمیخواست، زیرا در راهشان صخرههایی قرار داده بود، که سواران میبایست تک تک بگذرند. هنگامی که از آنجا گذشتند شهر مائو را زیر پای خود دیدند، و معابد، و آبگیر، و زندان، و قصر، و مهمانخانهٔ اروپایی را. پرندگان و کرکسها را دیدند، گویی آنها نیز نمیخواستند و همه با صدها صدای خود میگفتند «نه، هنوز نه» و آسمان گفت: «نه، آنجا نه».
Related Quotes
If I have one piece of advice to give you all about what to search for in your quest for What Next, it's to find where the line blurs between hard work and happiness for you. To find that thing where...
Tom Fletcher
Tags:
change, happiness, life, joy, life and living, life lessons, passion, meaning of life, advice, achievement